بیست و دو ماهگی فرشته زمینی مامان...
نزدیک به بیست و دو ماه هست که حس مادر شدن رو در کنار فرشته ای ماه و زمینی به
نام فاطمه تجربه میکنم. الان باور دارم که خدای مهربون بهترین نعمت رو که به بهترین بنده
هاش هدیه میکنه به منم هدیه کرده .
دخنر نازم باور کن با شادی تو شادم و با غمت غمگین .
الهی که خدای بزرگ وجود شمارو در سلامتی و شادی و طول عمر با عزت به من ببخشه و من در
کنارت وظیفه مادری رو برای شما به بهترین نحو به جا بیارم.
الهی که همه که اونایی که چشم انتظار به فرشته کوچولو هستن خدای بزرگ دلشونو شاد کنه.
بزرگترین آرزوی مامان خوشبختی و سلامتی شماست الهی که مامان به همه آرزوهاش برسه.
الهی آمین.
فاطمه من نمیدونم بگم یا نه... نمیدونم مامان برات اینارو تعریف میکنه شما میتونی درک کنی یا نه عزیزم.
مامانی خدای مهربونمون میخواد یه نی نی ناز دیگه به جمع سه نفره ما هدیه کنه. تمام غم مادر اینه که
نتونم وظیفه مادریمو برای شما که الان قراره یه کوچولوی دیگه بیاد مث شما دلمونو شاد کنه انجام بده.
میوه دلم اینقدر اینروزا شیرین زبون و خوردنی شدی که دلم برای کارای قشنگت غش میره . دوست دارم
تا مدتها بغلت بگیرم و بوت کنم و ببوسمت. مسافر کوچولومون الان 16 هفته داره عزیزم و مامان داره
کم کم تکوناشو حس میکنه. مامان و بابا انتظار همچین اتفاقی رو نداشتن ولی خدای بزرگ و مهربون
داره یه نی نی دیگه بهمون هدیه میکنه تا شما تنها نباشی و یه برادر یا خواهر ناز داشته باشی که
بتونین با هم دوست باشین و بازی کنین. خدایا مراقبشون باش.
دختر نازمو تعطیلات ایام عید از شیر گرفتم و خوشبختانه خیلی اذیت نشدیم . باقی دندونات هم داره
تند تند در میاد و روز بروز با اینکه شیطون تر میشی ولی عاقل تر هم میشی و مسایل اطرافتو بهتر
درک میکنی عزیزم. با غذا خوردنت هم مشکلی نداریم .
عاشق خوندن کتاب قصه یا هز مجله ای که میبینی هستی و زود میاری تا برات بخونم عکساشو و
توضیح بدم. عکس همه چیزایی رو که میتونی بگی رو تو کتابا یا تلوبزیون یا جاهای دیگه
اگه ببینی زود میگی.
چیزایی رو که بخوایی میگی مثلا : آب اخام ..... ماست اخام
یا اگه نخواهی میگی : نخام
عاشق تاب تاب تو پارک هستی و با بیرون آوردنت از پارک مشکل داریم .
میام بقیه رو میگم...



بیست و دو ماهگی فرشته زمینی مامان...
